Tag Archives: داستان مصور سکسی

سریال اینترنتی «محارم عاشق» (قسمت 3)

28 ژوئیه

آنچه گذشت: زهرا و پسرش محمد برای دیدن مسابقه از خونه خارج شدن و شراره همراه  پدرس از موقعیت استفاده کردن تا کمی کنار استخر حمام آفتاب بگیرن و استراحت کنند. سعید شلوارش را درآورد و تنها شورتش را پوشید و شراره نیز لباس شنا (بیکینی، شورت و پستان بند) اش را پوشید تا کمی شنا کند. قسمت اول

سعید به همراه دخترش کنار استخر در حال استراحت بودن، شراره یک نقشه در سر دارد و میخواهد هر جور شده پدرش را متوجه این عشق مقدس کند! عشق و محبت دختر به پدر. او خیلی پدرش را دوست دارد و عاشق پدر شده است اما نمیداند پدرش هم عاشقش است یا نه. شراره برای اینکه توجه پدر را به زیباییش جلب کند بند بیکینی (پستان بند) اش را باز میکند، و اولین نشانه از علاقه سعید آشکار میشود، آقا سعید با دیدن پستانهای کوچولوی شراره بشدت جذب زیبایی دخترش شد و کیرش شق کرد. اما  هنوز دخترک شیطون و ملوس قصه ما نتوانسته حرف دلش را به پدر بزند . سینه بند شراره روی زمین افتاده و سعید  از دیدن اندام برهنه دختر عزیزش شوکه شده.

قسمت دوم

 

قسمت سوم:

سریال اینترنتی «محارم عاشق» (قسمت 2)

26 ژوئیه

آنچه گذشت: زهرا و پسرش محمد برای دیدن مسابقه از خونه خارج شدن و شراره همراه  پدرس از موقعیت استفاده کردن تا کمی کنار استخر حمام آفتاب بگیرن و استراحت کنند. سعید شلوارش را درآورد و تنها شورتش را پوشید و شراره نیز لباس شنا (بیکینی، شورت و پستان بند) اش را پوشید تا کمی شنا کند. قسمت اول

 

قسمت دوم:

سریال اینترنتی «محارم عاشق» (قسمت 1)

24 ژوئیه
به نظر میرسد جهی‌پورها یک خانواده معمولی هستند: پدر، آقای سعید ، مردی زحمتکش است زهرا، یک زن میانسال است که در بیمارستان کار میکند. او دو فرزند به نامهای - محمد و شراره دارد اما مثل هر خانواده دیگری جهی پورها چند اسرار خانوادگی دارند

به نظر میرسد جهی‌پورها یک خانواده معمولی هستند: پدر، آقای سعید ، مردی زحمتکش است
زهرا، یک زن میانسال است که در بیمارستان کار میکند. او دو فرزند به نامهای – محمد و شراره دارد
اما مثل هر خانواده دیگری جهی پورها چند اسرار خانوادگی دارند

سریال «محارم عاشق» به دو فصل جدا از هم تقسیم شده و به هم مرتبط هستن. این سریال داستان مصور است به این معنی که مجموعه‌ای از نقاشی‌های دنباله‌دار ماجرایی را برای شما روایت می‌کند، بر روی این نقاشیها گفتگوی شخصیت های داستان نوشته میشه.  داستان ترجمه به فارسی شده ، برای اینکه به راحتی با سریال «محارم عاشق» ارتباط برقرار کنید، ترجمه به فارسی شده!

  • فصل های سریال سکسی محارم عاشق :
  1. «محارم عاشق – کیر من و پرده بکارت دخترم» (69 قسمت)
  2. «محارم عاشق – پسرم بشینم رو کیرت؟» (69 قسمت)

معرفی شخصیتهای داستان:

  1. پدر: سعید جهی‌پور – 39 ساله ، مردی خونسرد و دختر دوست است، سعید پدری مهربان که دخترش را دوست دارد، اما دل خوشی از همسرش زهرا و پسرش محمد ندارد.
  2. دختر: شراره جهی‌پور – 15 ساله، دختری شیطون و بازی گوش است که پدرش را خیلی دوست دارد و به او اعتماد کامل دارد. شراره نمیداند چگونه با پسرهای هم سن و سال خودش دوست بشود چون در این دنیا فقط با  پدرش راحت است و به او اعتماد دارد.
  3. مادر: زهرا – 38 ساله، زنی غمگین و افسرده است، زهرا طرفدار پسرش محمد است و از شراره نفرت دارد، سعید مردی آرام و خونسرد است و همین زهرا را میرنجاند! سعید هیچ علاقه ای برای سکس با زهرا ندارد، و اگر رابطه جنسی هم داشته باشن بدون هیجان است، زهرا چند سالی است که به «عشق و ارگاسم» نیاز دارد.
  4. پسر: محمد جهی‌پور – 18 ساله، پسری لوس و ناز پرورده است، او بسیار گیج و خنگ است. محمد مادرش را دوست دارد و نمیتواند گریه زهرا را ببیند و در مقابل هیچ احساسی نسبت به پدر و خواهرش ندارد.

خانواده جهی‌پور در (استان مازندران-شهر ساری) زندگی میکنن.  اگر شما این خانواده رو در کوچه و بازار دیدن شاید به نظر برسه که خانواده عادی هستند، اما در واقع اونها از ترس حکومت مذهبی و بعضی از مردم ایران با آن «غیرت و ناموس پرستی تهوع آور»؛ عقایدشان را نمیگوییند و یک زندگی مخفی درون خونه دارن! اِنکار چنین خانواده هایی در ایران و جهان امکان نداره، مثلِ: «همجمسگرایان زن و مرد ایرانی و یا دوجنسگرایان و ترانسکشوال ها».

این سریال یک داستان جذاب و عاشقانه دارد، عشقی واقعی میان سعید و دختر عزیزش شراره! شراره متوجه شده که به چه دلیل نمیتونه دوست پسر داشته باشه و رابطه برقرار کنه، اون فهمیده که تنها به پدرش میتونه اعتماد کنه و سعید هرگز بهش بدی نگرده و  نمیکنه، فقط نمیدونه چجوری باید به پدرش بگه که خیلی عاشقش شده.

سعید نمیتونه احساسات عاشقانه خودش رو سرکوب کنه، آخه دخترش رو دوست داره! هر دوی اونها به «عشق، سکس و محبت» نیاز دارن… و بالاخره، بابای شراره از همه خطوط قرمز عبور کرد، خطوط قرمز زندگی شخصی اش را خودش تایین کرد و نه دیگران. اون شب تو خونه در کمال صداقت تمام عشق و محبت پدرانه اش رو نثار  دخترش کرد. خون سعید در رگهای شراره جریان داره، شراره از نطفه سعید است، وقتی کیر پدر وارد کُس دختر میشه مثل اینکه قسمت گمشده ای از وجود پدر ناگهان پیدا بشه، و این دلیل بیگناهی سعید و شراراه است. در این زمانه «جُرم»  سعیدها و شراره ها «عشق بازی و لذت بردن از سکس» است. ولی نه شراره و نه سعید  احساس گناه نمیکنن:  عشق اونها کوتاه مدت نیست، هر دو سزاوار آن شب پر از هیجان و سکب لذت جنسی هستند.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.